بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

231

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ آيا نظر نمىكنند منكران بعث بسوى آسان فَوْقَهُمْ حالكونى كه آن آسمان كاين و ثابتست بر بالاى سر ايشان كَيْفَ بَنَيْناها چگونه بنا كرده‌ايم آن را و برداشته طبقه‌اى را بر بالاى طبقهء ديگر بدون اعمدهء مرئيه وَ زَيَّنَّاها و آراسته‌ايم آن را بكواكب مضيئه وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ و نيست مر آن آسمان را هيچ گونه برآمدگى بلكه سطوح طبقات آن همه همواره و منطبق بر يكديگر به اين وجه كه سطح مقعر مماس سطح محدب آنست وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها و زمين را پهن كرديم و گسترانيديم وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ و افكنديم در آن ارض كوه‌هاى بلند را وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ و رويانيديم در آن زمين از هر صنف نبات بهجت افزا تَبْصِرَةً اى للتبصرة وَ ذِكْرى اى و للتذكرة يعنى اين امور را بفعل آورديم به جهت نظر كردن و ديدن در آن بديدهء عبرت و براى ياد كردن و پند دادن لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ مر هر بندهء بازگردنده بمعبود خود و تفكر كننده در بدايع و صنايع او تا آنكه علم بكمال قدرت الهى بهمرساند و بداند كه هر گاه خداى تعالى قادر بر اين امور عجيبه باشد بيقين قادر بر حشر ايشان نيز خواهد بود وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً و فرو فرستاديم ما از جانب آسمان باران با بركت و منفعت را فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنَّاتٍ پس برويانيديم به آن باران بوستانها و باغها را يعنى باغهاى مشتمل بر درختها و ميوه‌ها و گياهها را وَ حَبَّ الْحَصِيدِ و دانه‌هاى گياه روئيده شده را مانند جو و گندم و برنج و امثال آن و حصيد فعيل بمعنى محصودست يعنى درو كرده شده و چون حب را درو نمىكنند پس مراد از حب زرعيست كه از شأن آن زرع درو كردن باشد و اضافهء حب به حصيد اضافهء فرع بر اصل است بمعنى لام نه اضافهء موصوف بصفت پس تقدير كلام چنين است كه « فانبتنا به حب الزرع الذى